۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ توسط علی..
هر چه هست و نیست در خود خود توست
و اشتباها خیال می کنی که از خـــارج رسیده
تصادفات خارجی خیلی خیلی کــــــــــم است.
عمده ی گرفتاری ها ونقطه های ضعف وسیاه
اگر نیک بنگری متوجه میشوی ناشــــــــــی از
ضعف ایمان و اراده و کمبود تقواست. (۳۹۵/۱)
آنچه گفته شد تا رتبه تحصیل ملکه ی تقواست
بعد آن بنحوی اساسا کاری با غیــر نیست
هرچه هست وهست و هست فقط توئی و تو
که خوداین شرحش شاهنامه ای بکر وتازه ست.
غصه نوشت: اما ما اساسا کاری با خود نداریم!!
ارسال شده در ازیادداشتهای گذشته, عالـــــم عــــامل, نکات نقره ای | ۴ دیدگاه »
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ توسط علی..
هگل: ما از درون اتاق ســــــــــــــــــــــرایدار
به ساختمان یک مجتمع بزرگ نگاه می کنیم
ما درون تاریخی هســــتیم وقضاوت درستی
درباره ی کل حیــــــــــــــــات نداریم.(۴۰۹/۴)
——————————————
پی نوشت اول: بشری که اندیشمندان وبزرگان ش از عجز وضعف خود
در اداره وسعادتش می گویند ایا وختش نشده ازعلوم خود ساخته ی خود
برای شخص وخانواده واجتماع دست برداشته وبه حرف خدا وادیان توحیدی
که موافق فطرت وسراسر برکت وسعادت است رو بیاورند؟
أَفِی اللّهِ شَکٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُم مِّن ذُنُوبِکُمْ
وَیُؤَخِّرَکُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا( ابراهیم : ۱۰)
وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ
وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ(آل عمران : ۸۵)
پی نوشت دوم :ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا
و لکن کان حنیفا مسلما(آل عمران / . ۶۷)
نکاتی از پی نوشت:
۱_این خداست که از ازل تا ابد را میداند
وگزارش وخبر اوست که تمام حقیقت است
۲_گاهی ما یک جزئی از حقیقت را داریم این نباید باعث شود
حقایقی که نزد دیگران است را نادیده بگیریم
تذکر: اما بقول رهبری عزیز اصلی وفرعی را فراموش نکنیم.
۳_با وجود بند دوم بازهم در جمع بندی حقائق
ان کسی که حق بیشتری می گوید
وملاکهای حق بیشتری دارد باید ترویج شده
ودیگران بعلت مخالفت یا عدم یاری او معاقب خواهند بود
لذا با این دلیل یهودیان ومسیحیان پیش خدا حجتی نخواهند داشت
چرا که وختی حق بزرگتر و وسیع تر وبا معجزات
اشکارتر امد باید ازو تبعیت می کردید
۴_بسیاری از حقائق مارا مخالفین میدانند وبارها در سابق واکنون
به حقانیت ما اقرار کرده اند لذا خدا از زبان وحی خیلی بی محابا
گزارش میدهد ومی گوید ابراهیم حنیف ومسلم بود چنان صدق کلام محمد
چه در وحی چه در زندگی بر همه اشکار بود که مقول او خصوصا
از زبان خدا صدق دانسته میشود لذا عقلا ومنطقا نیازی به مقدمه چینی
بر صدق کلام نبی وخدا نبود وبه عنوان فصل الخطاب خدا می فرماید
که ابراهیم فلان بود واین گزارش معتبراست وماورای ان مردود..
لذا شخص اهل دانشی مسلمان شد گفتند چرا؟؟گفت قران را باز کردم
نوشته بود ذلک الکتاب لاریب فیه چنان محکم وقاطع از حقانیت
وصحت خودش حرف زده بود که تمام تردیدهایم رفت.
۵_ما بی طرف نداریم لذا خدا هم انانی که حق اندکی نزد انها بوده
واز حقائق بزرگتر علما یا عملا استنکاف کرده و از تضعیف مخالفین
خودداری یا از یاری مومنین یا صاحبان حق ؛ عزلت اختیار میکنند را
دراین جا وجاهای دیگر سرزنش کرده است..
البته حق وباطل مراتب دارد از مرتبه کفر گرفته تا کمترین مرتبه
که دعوای دو کودک سر یک تفنگ اب پاش.
لذا در روایات وایات بسیار دیگری می بینیم که خدا خودش را
همراه مسلمین وانبیا ونبی مکرم اسلام واهل بیت معرفی کرده
تعلیماوتاییدا للحق و تکریماوشکورا لاهله(ثار الله/اعدائکم اعداء الله)
وخودش درحالی که قاضی ست شاکی هم هست
واین منافاتی با عدالت ندارد چرا که این قاضی
عدالتش در سابق ولاحق قطعی ست
لکن بدون خروج از عدالت وافراط یا تفریط در مجازات؛
از وقوع جرم در جامعه اظهار برائت میکند.
۶_انبیا واهل بیت چون عصمت علمی وعملی دارند
قول وفعلشان حتما مستحسن وحجت است.
لکن علما وصلحا وشهدا ومومنین{الاولی فالاولی/تتقدر بقدرها}
هر مقداری که طبق موازین قیام به علم یا عملی کنند
نصرت انها واجب ومخالفت ویا ترک یاری انها ممنوع است..
واگر حقائق اشکار وشفاف باشد یقینا متخلفین معاقب خواهند بود.
تذکار:بند ۵و۶ به هیچ شخص بزرگواری وهیچ رخداد تازه یا سابقی
مرتبط نیست وصرفا ملاکها وکلیات قرانی وعقلی وروائی ست
وامیدوارم ابتدا خدا خود حقیر را ناصر حق ومخفف باطل قرار دهد.
ارسال شده در از14نازدانه, ازمصحف شریف, سیاست مذهبی, نکات نقره ای | ۱۹ دیدگاه »
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ توسط علی..
ارسال شده در مختــــــــــــــلف | ۵ دیدگاه »